Artwork text
تمام تصویر
در نوری خشک پیچوتاب میخورد.
گویی موج است،
گویی دشت،
همهجا رگههای زرد.
در میان آن،
اسبی و انسانی
چون تودهای سیاه در هم پیچیده
یکدیگر را گرفتهاند.
بالا خورشیدی خشک است.
زیر این نور،
آنچه دیرزمانی انتظار کشیده
حرکت خود را از دست میدهد.
انسان و اسب
تکیهداده سخت میشوند.
نمیتوانند بروند،
نمیتوانند رها کنند،
و سرانجام یک تکه سنگ میشوند.
شکلِ دلی است
که حتی سنگ شده نیز
انتظار را وانمیگذارد.
انتظار از بدن
دیرتر باقی ماند.
Key context
بیون شیجی نقاش مدرن و معاصر کرهای بود که فودوی ججو را نه پسزمینه، بلکه شرط هستی میدانست. تنهایی، انتظار، باد و رنگ علف خشک در هنر او مدرنیسمی کرهای و گلوکال میسازند که در مکان ریشه دارد و به جهان گشوده است.
نقاشججوهنرتنهاییفودو Fūdo (محیط و اقلیم)انتظارمدرنیسمگلوکالیسمنقاش کرهای
