Artwork text
مرد و اسب
از پایان راهی دور بازگشتهاند.
اسب سر فرو افکنده،
مرد با تنی خسته کنار او ایستاده است.
بازگشتن
برگشتن به پیش از رفتن نیست.
خانه خالی است،
کسی در انتظار نیست،
و زمانِ گذشته دوباره گشوده نمیشود.
با اینهمه بازمیگردد.
در پایان هر رفتن،
چیزی هست که خسته نیز بازمیگردد.
اگر راه گم شود، اگر تن خم شود،
اگر کسی برای استقبال نباشد،
باز دلی میماند
که سرانجام به سوی جای خویش میرود.
شاید همین بود
آنچه بیون شیجی میخواست تا پایان در تصویر باقی بگذارد.
رفتن تقدیر بود،
بازگشت سرنوشتِ ناگزیر.
Key context
بیون شیجی نقاش مدرن و معاصر کرهای بود که فودوی ججو را نه پسزمینه، بلکه شرط هستی میدانست. تنهایی، انتظار، باد و رنگ علف خشک در هنر او مدرنیسمی کرهای و گلوکال میسازند که در مکان ریشه دارد و به جهان گشوده است.
نقاشججوهنرتنهاییفودو Fūdo (محیط و اقلیم)انتظارمدرنیسمگلوکالیسمنقاش کرهای
