Artwork text
گامهای پیرمرد سنگین است.
اگر تنها بود، شاید فرو مینشست.
اما اسبچه پیشاپیش میرود و بازمیگردد و نگاه میکند.
گویی در دور شدن، او را میخواند: زودتر بیا.
عصا دست او را نگه میدارد.
گویی زمین میگوید: برخیز، یک بار دیگر تکیه کن.
بر دریا قایقی کوچک.
گویی جهت را نشان میدهد: از این سو.
در امتداد افق میرود
و پیشاپیش راه میگشاید.
پیرمرد گمان میکرد تنها راه میرود.
اما چنین نبود.
اسب میخواند،
عصا برمیخیزاند،
قایق راه میسازد.
تمام منظره او را میبرد.
کنار کسی که میپندارد تنها تاب میآورد نیز،
همیشه چیزی چنین
همراه میرود.
Key context
بیون شیجی نقاش مدرن و معاصر کرهای بود که فودوی ججو را نه پسزمینه، بلکه شرط هستی میدانست. تنهایی، انتظار، باد و رنگ علف خشک در هنر او مدرنیسمی کرهای و گلوکال میسازند که در مکان ریشه دارد و به جهان گشوده است.
